سازمان ملل و دولت آمریکا در سال ۱۹۴۷ تعهدنامه‌ای را امضا کردند که بر اساس بند ۱۱ و ۱۳ آن، واشنگتن حق اعمال نظر و طرح هیچ گونه پیش‌شرط برای پذیرش نمایندگان سایر کشورها را ندارد.

51a4076dbc78d_Rouhani.ir_TV2_12سرویس نگاهی به وبلاگ ها : به گزارش پایگاه خبری فضای مجازی ایران “فیمنا” حسن عابدینی در وبلاگ شخصی خود آورده است: اقدام ایالات متحده امریکا در مخالفت با صدور روادید برای دیپلماتی که ایران طبق قوانین بین الملل و رویه‌های جاری به عنوان نماینده دائم نزد سازمان ملل متحد معرفی کرده است نه فقط خلاف حقوق بین الملل که بر خلاف قانون اساسی آمریکا نیز هست.

سازمان ملل و دولت آمریکا در سال ۱۹۴۷ تعهد نامه‌ای را امضا کردند که بر اساس بند ۱۱ و ۱۳، واشنگتن حق اعمال نظر و طرح هیچ گونه پیش شرط برای پذیرش نمایندگان سایر کشورها را ندارد.

نمایندگانی که به عنوان سفیر معرفی می‌شوند حرکت دیپلماتیک دو جانبه با آمریکا نیست که قوانین داخلی آمریکا بر آن مترتب شود بلکه در چارچوب روابط میان کشورها با سازمان ملل متحد قابل تعریف است.

حمید ابوطالبی در زمره دیپلمات‌های کارکشته است که پیش از این عهده‌دار سفارت خانه‌های ایران در ایتالیا، بلژیک، استرالیا و اروپا بوده است و حتی مدتی در سازمان ملل هم کار کرده است.

آمریکا گرچه متأسفانه سال‌هاست که از نهادهای بین‌المللی به صورت ابزاری برای پیشبرد منافع خود استفاده می‌کند اما عدم صدور روادید برای ابوطالبی اقدامی نادر تلقی می‌شود. جامعه بین الملل چنانچه در برابر این حرکت سکوت کند بی‌تردید بصورت یک رویه در می‌آید که آینده ممکن است پیامدهای منفی برای سایر کشورها نیز داشته باشد. واشنگتن طی ۳ دهه گذشته بصورت بی‌محابا قوانین داخلی‌اش را بر حوزه بین الملل تسری داده است که نمونه بارز آن اعمال تحریم‌های غیر قانونی بر ضد کشورها و ملت‌هایی است که مایل به پذیرش سلطه کاخ سفید نیستند.

قانون مقر برای داوری در مورد اختلاف‌هایی که پیش می‌آید هم راه کاری ارائه کرده است، آنهم تشکیل هیأتی ۳ جانبه متشکل از دبیر کل سازمان ملل، وزیر امور خارجه آمریکا و یک عضو دادگاه  عالی عدالت بین المللی است؛ گر چه پیشینه مراجعه به نهادهای بین المللی نشان می‌دهد که در بیشتر مواقع ممکن است باز هم واشنگتن در صدور آراء  اعمال نفوذ کند اما راهی است که از نظر حقوقی می‌توان دنبال  کرد.

نکته‌ای که نباید فراموش شود معیارهای دوگانه‌ای است که آمریکا در قبال تحولات بین‌المللی در پیش گرفته است؛ جورج بوش در دوران حاکمیتش آقای جان بولتون را به عنوان سفیر نزد سازمان ملل منصوب کرد؛ او فردی خودسر و خشونت طلب بود که از معماران طراحی دو جنگ خانمانسوز بر ضد مردم عراق و افغانستان بود؛ بولتون بصراحت گفته بود که اگر ۱۰ طبقه از ساختمان سازمان ملل هم ویران شود مشکلی پیش نخواهد آمد.

حال این موضوع به ذهن می‌رسد،‌ وقتی فردی جنگ طلب همانند بولتون به عنوان نماینده آمریکا در سازمان ملل انتخاب می‌شود و جامعه ملل سکوت می‌کند، در حقیقت زمینه ساز گروکشی پیشتر مقام‌های آمریکایی از نهادهای بین المللی را فراهم می‌کند که طبعاً باید از گسترش آن جلوگیری کرد؛ به نظر می‌رسد که فشار جامعه جهانی می‌تواند از یک رویه غیرقانونی که واشنگتن درصدد بدعت گذاری آن است جلوگیری کند.

به هر روی جمهوری اسلامی در چارچوب سیاست منطقی و منطبق بر حقوق و رویه‌های بین‌المللی می‌تواند با زیاده خواهی آمریکا در  سازمان ملل مقابله کند موضوعی که از پشتیبانی افکار عمومی بین المللی هم برخوردار است. این حق دولت جمهوری اسلامی ایران است که زبده‌ترین دیپلماتش را برای  دفاع از حقوق ملت ایران به سازمان ملل اعزام کند؛ فردی که نه فقط به گواه تحلیلگران فردی فن سالار است بلکه به سبب وابستگی به خانواده شهیدان،‌ از شایستگی‌های اخلاقی منطبق بر جامعه اسلامی نیز برخوردار هست.

آنچه امروز شاهد هستیم خصومت ذاتی بخشی از هیأت حاکمه آمریکا با نظام جمهوری اسلامی است که حاضرند برای تحقق آن نه فقط قوانین بین المللی که حتی قوانین و هنجارهای داخلی‌‌اش را نیز زیر پا بگذارند.

رسانه‌های وابسته به هژمونی نظام سلطه چگونه ذهن افکار عمومی را نسبت به این رویداد دچار آلودگی اطلاعاتی می‌کنند؛ برای مقابله با آن چه باید کرد؟