نمی دانم داستان اسب تراوا را شنیده اید یا نه، ولی قطعا بسیاری از شما با واژه “تروژان” یا “تروجان” آشنا هستید. سیستم های رایانه ای با انواع نفوذ و آسیبهای نرم افزاری روبرو هستند که همه آنها را معمولا در یک بیان ویروس می نامند.اما در نگاه دقیق تر Virus و Worm وTrojan متفاوت است.نفوذ

به گزارش پایگاه خبری فضای مجازی ایران فیمنا؛ اسب تروآ (تراوا یا تروی یا تروجان هم گفته می‌شود) داستانی از جنگ تروآ بود، که در شعرِ حماسیِ لاتینِ ویرژیل بیان شده بود. رویدادهای این داستان از عصر برنز پس از ایلیاد هومر و پیش از ادیسه هومر روی داد. با بهره از حیله جنگی بود که در پایان، یونانی‌ها توانستند به شهر تروآ نفوذ کنند و به رویارویی پایان دهند. پس از محاصره ی بی‌ثمر تروآ، یونانی‌ها پیکره‌ای عظیم از اسب ساختند تا مردانی منتخب را درونش پنهان کنند. یونانی‌ها اینطور وانمود کردند که آنجا را ترک کردند، و تروجان‌ها (سربازان شهر تروا) اسب را به عنوان نشان پیروزی به داخل شهر بردند. آن شب نیروهای یونان از اسب خارج شدند و دروازه‌های شهر را برای باقی ارتش یونان که در تاریکی شب بازگشته‌بودند، گشودند. ارتش یونان با ورود و تخریب شهر تروآ، با پیروزی قاطع به جنگ پایان داد.

کاهن لائوکوئون (رهبر دینی شهر) طرح را حدس زده بود و به تروجان‌ها هشدار داد، در عبارت مشهور ویرژیل که «من از یونانی‌ها حتی اگر هدیه بیاورند هم می‌ترسم»، اما ایزد پوزئیدون باعث اختناق و سکوت او شد. کاساندرا (دختر پریاموس حاکم شهر)، پیشگوی تروآ هم اصرار کرد که اسب باعث سقوط شهر خواهد شد، اما او نیز نادیده گرفته شد، و در نهایت شکست در جنگ گریبان‌گیرشان شد.

هرچند این داستان افسانه ای است اما تروا وجود داشته و برخی تاریخ‌دانان معتقدند که جنگ تروا واقعاً رخ داده‌است. مایکل وود تاریخ‌دان بر این عقیده است که چیزی که به شکل یک اسب وارد تروا شد در واقع یک دژکوب برای شکستن دروازه‌های شهر بوده‌است.

امروزه «اسب تروآ» یا «اسب تروا» یا «اسب تروجان» به اصطلاحی برای توضیح هر ترفندی که باعث شود عامل خودی، دشمنی را به استحکامات یا محلی حفاظت‌شده دعوت کند، گفته می‌شود.این عبارت اغلب با برنامه‌های رایانه‌ای « بدافزار » ارتباط دارد که با معرفی خود به‌عنوان سودمند یا بی‌خطر، کاربر را وادار به نصب و اجرای آن‌ها می‌کنند.

این روزها جریان نفوذ دشمن شباهت زیادی با این داستان قدیمی دارد، همانگونه که بیان شد، تروجان ها که سربازان خودی بودند، با نادیده گرفتن هشدار دلسوزان باعث نفوذ دشمن به داخل شهرشان شدند و این عمل هرچند ناآگاهانه بود ولی به قیمت سقوط شهرشان انجامید.

چند هفته قبل وقتی مطلع شدیم برخی مسؤولین شهرستان با یکی از سران فتنه دیدار داشته اند و کار به جایی رسیده که این باغی انقلاب به درون شهرمان رسوخ کرده و دیدارهایی هم در درون شهر داشته بر آن شدیم تا با این اتفاق خطرناک و نامبارک به ستیز برخیزیم و خوشبختانه با بیانات حضرت آیت الله اعرافی امام جمعه محترم شهرستان و امام جمعه محترم موقت و اقدام به موقع مردم آگاه این دفاع جانانه ثمر داد و منجر به تشکیل سدی محکم در برابر نفوذ دشمن شد.

اما دریغ و صد دریغ که برخی خودی ها از ادبیات دشمن در مقابل این حرکت استفاده کرده اند. نظیر تند روی و …

سؤال اینجاست که آیا دعوت از خائنی که حتی به آرمانهای ملی هم پایبند نیست تا چه رسد به دین و اسلام و جمهوری اسلامی، به شهری که با فدا کردن بیش از ۴۰۰ تن از عزیزانش در راه اسلام و قرآن و عزت و امنیت ملی و به جا گذاشتن صدها جانباز، برگ زرین دیگری بر طومار افتخارات خود افزوده، عملی عاقلانه است؟

اگر دزدی به خانه این عزیزان حمله کند آیا آنها با مهربانی و عطوفت با او روبرو می شوند یا اینکه با فریاد و ابزار های سخت به مقابله با او خواهند پرداخت؟

حال که ما برای اموال شخصی خود در مقابل دزد اینقدر جدیت داریم، آیا شایسته نیست همین حساسیت را برای جامعه اسلامی و بیت المال مسلمین هم به خرج دهیم و اگر خود اقدامی نمی کنیم لااقل اینقدر مروت داشته باشیم که اقدام سایرین را زیر سؤال نبریم!

تبدیل ساختن شهرستان میبد به مأمنی برای فتنه گران چه از روی ناآگاهی و چه خدای ناکرده آگاهانه، همچون سوراخ کردن کشتی است، که در نهایت یک نتیجه را به دنبال خواهد داشت و آن غرق نمودن تمامی سرنشینان کشتی است که فرجام خوشایندی برای شهر و در ابعاد بزرگ تر برای کشور ما نخواهد داشت.

لازم است دلسوزان این انقلاب در قالبی منسجم با این پدیده شوم برخورد قاطع نمایند تا دشمن را به عقب رانده، فریب اینگونه نیرنگها را نخورند.

والسلام علی من اتبع الهدی

منبع : بسیج