سرویس نگاهی به وبلاگ ها : به گزارش پایگاه خبری فضای مجازی ایران “فیمنا” به نقل از وبلاگ زاهدان بلاگ نوشت :

اینجا همه منتظر بودند. دامداران بی دام. کشاورزان بی زرع. صیادان بی اب و صید. همه نیمه جان نا امید و خسته… همه امده بودند به شوق کور سویی از امید…
ان مرد امد. ان مرد به سیستان امد. ما امدن ان مرد را دیدیم. و تدبیرش را شنیدیم.
همه منتظر بودند تا امروز سیستان به عنوان منطقه ازاد تجاری اعلام شود. همه یعنی همه!… یعنی حتی فرماندار و امام جمعه . همه منتظر بودند تا خبر خوش را از زبان او بشنوند…
اما ان مرد نه با اسب بلکه با هواپیما امد!… پس روستاها را ندید. تختک ها را ندید. فقر و درد مردم را از ان بالا ندید. دستهای لرزان زنان و مردان نیزار را که از گرسنگی می لرزیدند را هم ندید … ان مرد هیچ چیز جز نوشته ی (خوش امدید ) را ندید…
پس از سبد تدبیرش حرفهای شیک اش را بیرون کشید .لبخند دیپلماتیک بر لب. کمی حرف زد! . حرفهایی که عیناْ هشت سال پیش احمدی نژاد تحویل این مردم داده بود…
شاید او نمی خواست بداندکه با این هیچ گویی و بی اعتنایی اش! به درد و رنج و فقر این مردم شخصا بر سرجنازه ی کودکان سیستانی نماز خوانده…
ان مرد امروز با اینهمه هیچ که در سبد تدبیرش بود جنازه ی نیمه جان سیستان را اتش زد برای انها با لبخند ارزوی بهروزی کرد دست تکان داد و رفت…
مردم اما باز هم منتظر. گیج و گنگ و مبهوت… نمی فهمیدند چه شده؟ …در ابتدا مات بودند و لحظاتی بعد از رفتن ان مرد به خود امدند .. همه در مقابل دوربین ما فریاد اعتراض سر دادند… خون به چشمانشان دویده بود .. صدایشان از عصبانیت می لرزید .. و…

ان مرد امد. ای کاش نمی امد و امید این مردم را نا امید نمی کرد… خدایا خودت به داد این مردم برس… خدایا دیگر جز تو اسم و رسمی برای استغاثه ی این مردم نمانده …